دزدانی که جنس دزدیده شده را به خودت می فروشند
سرقت از اینترنت، همانند زدن جیب یک نفر دیگر است. حتی زشت تر از آن. آنجا پول یک نفر را می دزدی اینجا فکر و ایدهء یک نفر را. اما این کار مثلا زشت را، جمع کثیری از هموطنان ما، و متاسفانه تحصیل کرده ترین آنها، بدون حتی ذره ای شرم و حیا، انجام می دهند و حتی از مواجهه احتمالی با صاحب اثر هم باکی ندارند.
چند وقت پیش، با دیدن یکی از مطالبم در یک وبلاگ، مطلبی با عنوان "دزدانی که شرمنده نیستند" نوشتم. اما پس از عذرخواهی نویسندهء آن وبلاگ، آن مطلب را حذف کردم. اما این بار اتفاق جالب تری افتاد.
حدود 1 ماه پیش و در تاریخ 19 فروردین، مطلبی نوشتم با عنوان "ورزش بانوان و فقه پویای شیعه". آن موقع، سایتهای زیادی به آن مطلب لینک دادند. اما پس از مدتی، سایتهایی را دیدم که آن مطلب را بدون ذکر نام کپی برداری کردند و هر بار پس از اعتراض من، با اظهار بی اطلاعی از نام نویسنده و سر هم کردن داستانهای دیگر، یا به منبع اصلی لینک می دادند و یا آن مطلب را حذف می کردند.
اما دیشب و پس از اینکه بنا به دلیلی، یک بار دیگر به آن مطلب در وبلاگم اشاره کردم، یک ایمیل دریافت کردم با این مضمون که "خجالت نمیکشی که مطلب دیگران را کپی میکنی!!!!!!!!؟ و مطلب خودم را از سایت اصلی!!!!!! برایم فرستاد"
پس از اینکه مطلب خود را در وبلاگ گیاهنامه و اهالی امروز دیدم و اعتراض خود را به اطلاع آنان رساندم، با پاسخ عجیب و غریب وبلاگ گیاهنامه مواجه گشتم.
در حالیکه ایشان می توانستند با یک جست و جوی ساده در گوگل، هم نام نویسندهء مطلب را ببیند و هم نام لینک دهنده ها به این مطلب، ضمن انکار کپی برداری از وبلاگ من، ادعا کرد که این مطلب را خانم شیما بیات، نویسندهء شریف ایشان از سنگاپور نوشته و من را متهم به کپی برداری کرد. ایشان توضیح ندادند که چرا این مطلب 20 روز پیش از آن در وبلاگ من و دهها سایت لینک دهنده به آن رویت شده. و اینکه چرا نویسندهء شریف ایشان در سنگاپور از خاطره ای صحبت می کند که محل وقوع آن در سوئد است.
و من خدا را شاکرم که مجازاتی برای کپی برداری در ایران وجود ندارد وگرنه شاید به اتهام دزدی مطلب خودم، به بازداشت می رفتم.
+ نوشته شده توسط علی حسین قاضی زاده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت
|
